توضیح و منبع
برداشت دکتر هلاکویی از احساس تهدید پس از تولد نوزاد
دکتر هلاکویی آمدن خواهر یا برادر را برای کودک بزرگتر تغییر مهمی در سهم توجه و محبت میداند. در توضیح او، حتی با مراقبت والدین، نیازهای نوزاد و رابطه شیردهی میتواند کودک بزرگتر را از موقعیت قبلیِ مرکز توجه دور کند و احساس تهدید ایجاد کند.
عبارت کلی دکتر هلاکویی درباره احساس تهدیدِ همه کودکان، تفسیر اوست و به تنهایی وضعیت یا تجربه یک کودک مشخص را معلوم نمیکند.
برای فهم دقیقتر این نکته
زمینه و توضیح کامل
او مثال میزند که کودک ممکن است به خیالپردازی پناه ببرد یا خاطره بستنی خوردن و پارک رفتنِ تنها با پدر یا مادر را تکرار کند؛ در این تفسیر، کودک دلتنگ رابطه قبلی است. حتی ممکن است در خیال بخواهد نوزاد در خانه بماند و خودش با والدین بیرون برود. این مثال، شرح خیال کودک است. دکتر هلاکویی توصیه میکند بهتدریج روشن شود که تازهوارد عضو ماندگار خانواده است.
این توضیح، بازنویسیِ محتوای سخنرانی است. عبارتهای اصلی و محدودیتهای زیرنویس را در ادامه بخوانید.
۲ بخش از متن اصلی که این مطلب بر آن تکیه دارد
دنباله جمله پیش از این نقل شده است. میکنه. ولی به هر حال هیچ کودکی نیست که اگر از شرایط عادی برخوردار باشه و از بهره هوشی محمولی آمدن خواهر و برادر رو به عنوان تهدیدی و خطری و کم شدن محبت و توجه نبینه زیرا هر اندازه پدر و مادر مواظب باشن اولاً مادر مخصوصاً اگر فرزندش رو و نوزاد رو شیر میده ناچار نوعی ارتباط ویژه رو با نوزاد خواهد داشت و پسر و دختر بزرگتر از اون محروم هست و به هر حال به دلیل آنچه که بسیاری از اوقات گفتگوها ناچار در ارتباط با نوزاد هست پسر و دختر شما که تا به حال مرکز خانواده بزرگ خانواده و تعیین کننده بسیاری از موضوعها بوده و یا حداقل خودش رو به عنوان تنها و موجود منحصر به فرد در رابطه با شما میدیده به یکباره موجود حقیر ناچیزی رو میبینه که حقوق او رو، سهم او رو، توجه و محبت شما رو همه رو در اختیار گرفته و به همین جهت است که حسادت و رقابت با او به صورت آشکار و پنهان خودش رو نشون این جمله در متن اصلی ادامه دارد.
تماشای این قسمت در یوتیوب این پیوند به ابتدای ویدیو میرود؛ زمان دقیق این بخش در دست نیست.
دنباله جمله پیش از این نقل شده است. میده. معمولاً بچهها به مقدار زیادی در خود فرو میرن و با خودشون گفتگوی بیشتری دارن. غالباً تخیلات و تصورات رو بهش پر و بالی میدن. برخی از اوقات داستانهایی رو تعریف میکنن که نشوندهنده این است که از رابطه ویژهای که با شما داشتن، روزی که با هم رفتید بستنی خوردید، روزی که با هم به پارک رفتید، سخن میگویند که گرچه به نظر شما بیان داستان هست ولی تأکید و توجهش به نوع ارتباطیست که با شما داشته و همکتون یا ممکن نیست و یا اون رو به نوعی در ارتباط با خودش نمیبینه. معلوم هست که در یه چنین حالاتی فرزند شما میتونه بال خیال رو آنچنان پرواز بده، خودش رو بزرگ ببینه یا احتمالاً تازه وارد رو کاملاً نادیده و حتی برخی از اوقات شاید به شما پیشنهاد کنه که پدر و مادر با من برین بیرون و جایی رو برای نوزاد قائل نیست و فرض او این است که او میتونه تنها در خانه باشه به ویژه اینکه کاری نمیکنه و از نظر او براش احتمالاً کاری هم نباید کرد. بنابراین در این زمینهها باید مواظب گفتگوی با او بود. در حالی که اهمیت و جایگاه او رو آهسته آهسته براش مشخص میکنیم و در حالی که این پیام رو میدیم که این مهمان تازه وارد یک صابخانه همیشگیست. ولی به هر حال باید توجه داشت که فرزند شما چنین صاحبخانهای رو به این این جمله در متن اصلی ادامه دارد.
تماشای این قسمت در یوتیوب این پیوند به ابتدای ویدیو میرود؛ زمان دقیق این بخش در دست نیست.
شماره خطها به فایل زیرنویس همان قسمت اشاره میکنند. روش کار و محدودیتها در درباره منابع توضیح داده شده است.