به نظر دکتر هلاکویی، در چهارده ماه اول پایه اطمینان یا بیاطمینانی شکل میگیرد. مثالهای او از قول دادن به خود، تصمیم برای آینده و اعتماد به قول دیگران، شرح نمود این اطمینان در زندگی بعدیاند؛ منظورش این نیست که شیرخوار همین پرسشهای بزرگسالانه را با همین کلمات در ذهن میپرسد.
دکتر هلاکویی در بحث چهارده ماه اول، اطمینان را در سه حوزه توصیف میکند: اطمینان به خود، به قول دیگران و به قابلاعتماد بودن جهان. او برای نمود بزرگسالانه این حالت از باقی ماندن اتومبیل بیرون خانه و اعتماد به گفته پزشک مثال میزند؛ اینها توضیح مفهوم اطمیناناند، نه موضوعهایی که شیرخوار دربارهشان تصمیم آگاهانه میگیرد.
دکتر هلاکویی میگوید سنگبنای شخصیت — که اطمینان است — در چهارده ماه اول گذاشته میشود، و این تصور که «به خودم اطمینان دارم اما به دیگران ندارم» با واقعیت نمیخواند: اطمینان مانند زبانی خارجی است که یا بلدیم — هم برای خودمان و هم دیگران — یا برای هیچکس بلد نیستیم.
تقسیمناپذیر دانستن اطمینان، نظر صریح دکتر هلاکویی است؛ مثال زبان خارجی استدلال تمثیلی اوست، نه سنجش وضعیت اعتماد یک فرد.
دکتر هلاکویی میگوید دومین موضوع امنیت است: کودک در چهارده ماه اول میتواند به ثبات و قرار برسد یا به خاطر رفتار اطرافیان گرفتار نگرانی و وحشتی شود که او را از پا درمیآورد. او ادعای تندی میکند که کودکی که گرفتار این وحشت شد، فقط دو چیز کمی به او کمک میکند: مواد مخدر، و باورهای بسیار تند و افراطی مذهبی یا فلسفی.
این ادعای صریح دکتر هلاکویی درباره مواد مخدر و باورهای افراطی، در این بخش شاهد مستقلی ندارد؛ نقل آن توصیه به مصرف مواد یا راهنمای درمان اضطراب نیست.
دکتر هلاکویی میگوید کودک بر اساس تجربه دو سال اول طرحهایی برای ارتباط با دنیای خارج انتخاب میکند و از دو سالگی آنها را درونی میکند: اگر از نزدیکی با دیگران لذت برده و مردم را دوستداشتنی دیده، میکوشد با آنها در ارتباط باشد؛ و اگر نتیجه گرفته بودن با مردم آزاردهنده است، از هر فرصتی برای دوری استفاده میکند.
دکتر هلاکویی نکتهای هشداردهنده را مطرح میکند: کودک توان دگرگون کردن بیرون و درون را ندارد، پس موجودی سازگار است و تقریباً به هر شرایطی، چه خوب و چه بد، عادت میکند و آن را میپذیرد.
دکتر هلاکویی فهرست را جمعبندی میکند: اطمینان، امنیت، آرامش، اعتماد به نفس مثبت، امیدوار بودن، خوشبین بودن، مثبت و سازنده بودن و داشتن پشتکار. به گفته او، همه این ویژگیها یا درست نقطه مقابل آنها، بیش از هر دوره دیگر زندگی با چهارده ماه اول ارتباط دارند.
این فهرست چارچوب توضیحی دکتر هلاکویی است و نسبت دادن همه این ویژگیها به یک دوره، در این بخش با پژوهش مستقلی مستند نمیشود.
دکتر هلاکویی تجربه محبت، رضایت و امنیت در ماههای اول را مقدمه روابط بعدی میداند و ادعا میکند ارتباط خوب با مادر با آسودگی بیشتر در روابط عاطفی، جسمی و جنسی بزرگسالی همراه است. این بحث درباره ادعای اثر بلندمدت تجربه اولیه است، نه پیشبینی زندگی یک کودک.
دکتر هلاکویی این را به «مطالعات» نسبت میدهد بدون آنکه منبعی نام ببرد؛ متن این مجموعه بهتنهایی نمیتواند چنین ادعایی را اثبات کند.
دکتر هلاکویی میگوید رابطه امروز اساس روابط آینده فرزند شماست: رابطه خوب یک شیرخواره با پدر و مادرش همان است که رابطه خوب او را با همسرش، فرزندانش، همکارانش و دوستانش در آینده تدارک میبیند. او میافزاید کودک از حدود یکماهگی ترجیح میدهد و تا حدی تحمل میکند، ولی وقتی از حدی گذشت رابطهاش را قطع میکند.