توضیح و منبع
مثالِ بزرگسالی برای یکیگرفتنِ احساسِ خود و دیگران
دکتر هلاکویی برای توضیحِ نسبتدادنِ احساسِ خود به دیگران، از بزرگسالی مثال میزند که در مهمانی خسته است و میگوید «همه خستهاند، مهمانی تمام شود»، در حالی که دیگران چنین حسی ندارند. او این مثال را به بحثِ خودمداریِ کودک، بهویژه دو تا چهارسالگی، پیوند میدهد؛ مثال به معنیِ ماندگارشدنِ حتمیِ این حالت در هر کودک نیست.
۱ بخش از متن اصلی که این مطلب بر آن تکیه دارد
دنباله جمله پیش از این نقل شده است. خودشیفتگی کودک تا اونجا اهمیت پیدا میکنه که همانگونه که عرض کردم برای هیچکس اهمیت و ارزشی قائل نیست و یا حال و احساس خودش رو کاملاً به دیگران مرتبط میکنه و تعجب نباید کرد. اگر در سنین بزرگسالی هم متأسفانه برخی از اوقات ما انسانهای خودمدار، خودم محور، خودشیفتهای میبینیم که مثلاً در یک مهمانی اون زمانی که اونها خسته هستن این حرف رو میزنن که همه خستهان، پس باید مهمانی به آخر برسه و حالا که دیگران تعجب میکنند که به هیچ وجه چنین احساس خستگی رو نداشتند و از کجا چنین نظری رو از جانب چنین فردی باید تلقی کنند و با اون پاسخ بدند. به هر حال مسئله خودمداری و خودمحوری مشکل اصلی و اساسی کودک انسانیست که مخصوصاً بین ۲ تا ۴ سالگی خودش رو نشون این جمله در متن اصلی ادامه دارد.
تماشای این قسمت در یوتیوب این پیوند به ابتدای ویدیو میرود؛ زمان دقیق این بخش در دست نیست.
شماره خطها به فایل زیرنویس همان قسمت اشاره میکنند. روش کار و محدودیتها در درباره منابع توضیح داده شده است.