در این قسمت، دکتر هلاکویی میگوید تا سهماهگی غذای دیگری لازم نیست، حدود چهارماهگی بعضی کودکان غذا را میپذیرند و از ششماهگی باید غذا در کنار شیر باشد. اینها مرزهای زمانی بیانشده در همین ضبطاند؛ صرف پذیرفتن غذا را با دستور یکسان شروع برای همه کودکان یکی نمیکند.
ادعای سوءتغذیه ناشی از غذای زودهنگام و زمانبندیها گزارش این منبعاند، نه برنامه تغذیه اختصاصی کودک.
دکتر هلاکویی در قسمت اول تأکید میکند که از ششماهگی، غذا باید در کنار شیر قرار بگیرد؛ او معتقد است شیر بهتنهایی نیاز رشد کودک را برآورده نمیکند. همین سن در قسمت دوم نیز تکرار میشود.
پیشنهاد مجموعهدر قسمت دوم او حذف ادویه، نمک، شکر و چربی یا روغن از غذای کودک را مطرح میکند؛ این گزارش توصیه اوست، نه دستور تغذیه این راهنما.
مجموعه برای منع کلی چربی یا روغن شواهد یا جزئیات نیاز تغذیهای ارائه نمیکند. نباید از این نقل، دستور محدود کردن یک ماده غذایی برای کودک مشخص ساخت.
دکتر هلاکویی برای آغاز غذای غیر از شیر از ششماهگی، برنجِ مخلوط با شیر مادر، مقدار کمی گوشت یا مرغِ کاملاً پخته و لهشده و در ابتدا صافشده، ماست و زرده تخممرغ را نام میبرد. او برنج را در مقایسه با غذاهای دیگر کمحساسیتتر توصیف میکند و در همین گفتار مصرف سفیده تخممرغ، گوجهفرنگی، اسفناج و عسل را تا یکسالگی منع میکند. این فهرست و محدودیتها نقل توصیههای دکتر هلاکوییاند.
در بحث آغاز غذا از ششماهگی، دکتر هلاکویی سیب، گلابی و موز را به شرط پخته و له بودن مثال میزند. او مقدار بسیار کمی از غذای خانواده را برای آشنایی با مزه پیشنهاد میکند، اما تأکید دارد که اشتیاق شیرخوار به خوردن، دلیل مناسب بودن آن غذا نیست: کودک در این مرحله ممکن است صرفاً بخواهد چیزی به دهان ببرد.
دکتر هلاکویی در این قسمت شیر مادر را بهترین طعم برای کودک مینامد و میگوید اگر غذای مصرفی مادر طعم شیر را نامطلوب کرد، آن غذا تغییر کند. سپس از ششماهگی، همراه شروع غذای دیگر، غذای بدون ادویه، نمک، شکر و چربی یا روغن را مطرح میکند. این حذفها و ادعای بهترین طعم، توصیههای همین گفتارند.
متنها کاملاً همسو نیستنددر قسمت اول همین مجموعه دکتر هلاکویی میپذیرد که «احتمالاً برخی از این شیرها از نظر لذت و خوشمزگی بهتر از شیر مادر» هستند و کودکِ سخت گرسنه به همان سمت میرود؛ این با «بهترین طعم» اینجا کاملاً همسو نیست.
دکتر هلاکویی دربارهٔ در دهانگذاشتن یا خوردنِ خاک، گل، رنگ، صابون و آشغال، دورکردنِ این مواد از محیط را پیشنهاد میکند. او علتِ اصلی را کمبودِ کلسیم میداند و شیر یا غذای پرکلسیم را مطرح میکند؛ این تشخیص و پیشنهادِ تغذیهای ادعای خودِ اوست. او همچنین میگوید اگر چنین رفتاری حدودِ سهسالگی ادامه داشته باشد، باید به پزشکِ متخصص مراجعه کرد.
این گفتار علتِ رفتارِ یک کودک را اثبات نمیکند و اشارهاش به سهسالگی مجوزِ منتظرماندن در برابر خوردنِ مادهٔ خطرناک نیست.